امشب!

سلام!

خدایا چطور میشه شکر این همه لطف و عنایتت رو بجا آورد؟!

چه دارم جز سجده ی شکر؟!

شکر که دعام رو مستجاب کردی!

بالاخره فردا(امروز) رو بعنوان روز دفاع خانمم مقدر کردی!

چتر رحمتت رو - مثه این همه روز که عنایت کردی - فردا هم (علی الخصوص 6-4 بعدازظهر)باز نگه دار برسرش!

قربونت برم خدا....

 

بخشی از گفتگوی امشب رو میذارم ...

 

Me: خانم بگو ببینم چی کردی امروز؟

khanom: عزیزم

اگه خدا بخواد

(اسم خانمم)ی تو فردا دفاع داره!

Me: انشالله که میخواد

بسلامتی

چقدر خوب

khanom: ان شالله

ممنون

البته بعدازظهر

Me: خبر بسیار خوشحال کننده ای بود

همون روزی که میخواستی

khanom: آره

Me: بعدازظهر هم بهتره

اساتید ناهار خوردن معمولا باماست البته

و

almost

خواب هستن و

حوصله

khanom: :)

Me: سوال پرسیدن ندارن

هر چند تو

قدر هستی

khanom: نه بابا

یکی از داورهام رو که میدونم خیلی سوال می پرسه

و خط به خط پایان نامه رو میخونه

البته

اصلا مهم نیست

من میتونم!

:)

Me: البته که میتونی

.

خوب

تو هم که

دستت پره

.

حریف می طلبی

.

khanom: به یاری خدا و دعای تو

Me: شک نکن

حتی یه ذره

حتما تو موفقی

از همین الان

اینم یکی دوساعت معمولی از ایییین همه ساعت

 عمرته

khanom: قربانت، مرسی

Me: که تموم میشه میره پی کارش

البته با پیروزی

!

فکر فردا شب این موقع باش

که همه چیز

خیلی

با شکوه تموم شده و

تو هم

داری حالش رو میبری

!

:)

khanom: :)

ای جاان

مرسی از اعتماد به نفسی که میدی!

Me: نه خیلی

من

بهت نمیدم

داشته هات رو

دارم

بهت یادآوری

میکنم

بالاخره این همه زحمت کشیدی

که امشب رو راحت بخوابی

همش

دست رنج خودته

!مفت چنگت

البته میدونم

که واست اصصلا مفت نبوده

بهتره بگم که

لیاقتش رو داری

!پس مبارکت باشه

نه خیلی
من
بهت نمیدم
داشته هات رو
دارم
بهت یادآوری
میکنم
بالاخره این همه زحمت کشیدی
که امشب رو راحت بخوابی
همش
دست رنج خودته
!مفت چنگت
البته میدونم
که واست اصصلا مفت نبوده
بهتره بگم که
لیاقتش رو داری
!پس مبارکت باشه

khanom: :)

ان شالله که بهترین ها پیش میاد

Me: حتما به یاری خدا

خیلی دلم روشنه

khanom: قربون اون دلت برم!

مرسی

ان شالله همینطوره

Me: ساعت چند

هستش فردا؟

khanom: 4-6

Me: خوبه

موقع اذان

پیروزمندانه میایی

بیرون

و وای

!که چه میچسبه اون نماز

Sent at 1:53 AM on Sunday

Me: خوبه
موقع اذان
پیروزمندانه میایی
بیرون
و وای
!که چه میچسبه اون نماز

khanom: aw!

Sent at 1:55 AM on Sunday

khanom: فردا شب این موقع خداکنه من خوشحال باشم

me:!هستی

تو

تلاشت رو کردی

و نتیجه رو بسپار به خدا

و

!خواهشا توی کار خدا شک نکن

همیشه حسش کردم

khanom: سپردم بهش!

me: تمومه دیگه

khanom: یقین دارم

me: بله

خدا آنچنان

مدیریت میکنه جلست رو

که خودت هم

باورت نخواهد شد

khanom: واای (اسم من)

چقدر قشنگه این گفته هات

آدم رو روانی میکنی

me: عجب

تو که خودت استادی

من باور دارم به این گفته هام

دیدمشون

با چشمای خودم

زمانی که هیچ کاری از دستم بر نمیومده

هست اون ید نامرئی

یدالله فوق ایدیکِ

البته

سعی کردم

با ضمیر

متصل

مونث

مخاطب

بگم

نمیدونم

!چی ازش دراومد

khanom: بدون که اشکم رو درآوردی!

me: :)

راست میگی؟

khanom: بخدا

me: !تو یعنی جان

بخدا

!خیلی دوست دارم همسر مهربان

هم دوست دارم اون اشکای قشنگت رو ببینم و هم دوست ندارم

...

میبنی توروخدا؟

 

(اندکی سکوت حکمفرما بود)

 

نفسم؟

 

khanom: عزیزمی تو!

جانم

me: هیچی فکر کردم نیستی

جالبه

!!

من میگم نفسم؟

!و تو میگی جانم

!فکر کن

khanom: :)

me: تو شدی نفسم

و خودت هم اعتراف میکنی

می بینی کار خدا رو؟

!ببین چه میکنه

khanom: :)

صدای خنده م بلند شده

me: ببین چطور بین دو نفر که قبلا اصن از وجود هم

هیچ اطلاعی نداشتن

مودت برقرار کرده؟

عشق و محبت گذارده

؟

!من که مبهوووووتم

!چه شد که شد؟

khanom: کار خداست دیگه!

me: بله

کارخداست

همه چیز ممکنه

میگن فقط

غیر ممکنه

که غیر ممکنه

یعنی فقط همین واژه هستش که این شرایط رو داره

ولی بنظر من یقینا خدا بخواد

اینم ممکن میشه

!کار خداست دیگه

پس تو هم میدونی این رو

!پس واسه فردات به کار خدا شک نکن

همه

چیز دست ایشونه

شما فقط

!نظاره گر خواهی بود

khanom: مطمئنم همینطوره

me: میگم

لنگ کفش

نداری؟

khanom: :)

me: آخه من با زبون خوش

از منبر پایین بیا نیستم

مگه زوری باشه

والا تا صبح هستم خدمتتون

فرزندم

khanom: تو خوش زبونی عزیزم

me: دخترم نگو

عزیزم

میدونی که

khanom: تا صبح من هستم

me: اصولا ما

دلمان

غییییییژ میرود

برای

اینچنین

واژگانی

!

پس خواهی

عنان از کف ندهیم

این

لغات

ضالّه

را

استعمال

نفرما

باتشکر

 

حذف گردیده این بخش

 

khanom: الان دوست داشتم میبوسیدمت...

(بعد از کمی سکوت که دال بر دلتنگیم بود نوشتم)

me: !چه حس خوبی

khanom: (اسم من)!

me: بله جان

khanom: تو خوابت نمیاد؟

me: ببخشید من

نمیخواستم بیدار بمونی

ولی الان ساعت رو دیدم

من میرم تو هم برو بخواب عزیزم

khanom: ببخشید

اخیلی دوست دارم که بمونم

me: نه

میدونم

امروز

یه چیزی اونور تر از

خییییلی

خسته شدی

!

بهترین و مطلوب ترین گزینه

یه خواب راحت و بی درد سره

!

!گوارایت باد

!عاشقانه دوست دارم خانم عزیزم

! شب بخیر

دفعه بعدی

دستت پره انشالله

...

khanom: به امید خدای مهربون!

خیلی دوست دارم زندگیم!

شبت بخیر!

 

 

دعا فراموش نشه 

 

 

 


نویسنده: گاگالو!
نظرات()

.:: آخرین مطالب ::.

» تولدت مبارک! ( شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٦ )
» ششمین سالگرد آشنایی ( دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٦ )
» نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد1 ( شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤ )
» رفتیم و اومدیم ( دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤ )
» دوره مشهد- خوشگلم الان توی اختتامیه هستم-چهار روزه ندیدمت-امشب میام خونه ( شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤ )
» بازم امام رضا طلبید! ( دوشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٤ )
» چهارمین سالگرد آشنایی ( چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤ )
» سومین سالگرد ازدواجمون مبارک! ( دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٤ )
» سال جدید اومده ( دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ )
» سال نو مبارک ( جمعه ٢٩ اسفند ۱۳٩۳ )