خاطرات

سلام!

 قصد دارم بعضی از مسیج هایی رو که بینمون رد و بدل شده و خاطره ساز بودند رو بنویسم.

 

 

 

 

 

 

 

 

x:خانم   y: من

اولین مسیجی که از طرف من به خانمم داده شد:

 

 

سلام!

xجان!

من هستم!

هـــستی؟          منظور on بودن برای chat

جمعه 14 مرداد 1390  8:55pm

-----

16مرداد-اولین باری که در مسیج،بصورت اول شخص خانمم رو خطاب کردم

20مرداد-اولین باری که با صفت"گلی" خانمم رو خطاب کردم.

23مرداد-اولین باری که خانمم رو "خانمم"خطاب کردم.

(البته همه اینها فقط ریکورد هایی هستن که در مسیج ثبت شدن!)

28مرداد-اولین باری که واسش نوشتم:نفسمی!(که خیلی خاطره ساز بود)

31مرداد-اولین باری که به خانمم گفتم:دوست دارم!(البته در قالب مسیج)

----

جونم واسه ای جان گفتنت!

ببخشید من توی ماشینم/باتری لپتاپم هم کمه/اما تونستی بعدا آن شو!

فدات بشم الهی!!!

ای جاااااااان!

3 شهریور90  5:53am

-----

خیلی دوست دارم!

به این همیشه نگاه کن!

صبح/ظهر/شب

4شهریور 1:36pm

-------

سلام!

x جانم!

امروز هم نتونستم ببینمت؛اما چه غم که تو همانی که لحظه ای فراموشم نمیشوی...

5شهریور 2:40pm

-----

 بوسه ات را میخرم به قیمت عمر گران/چون که بوسه از من کنی صد عمر گرانم داده ای!

*

سلام!

دیروز کمتر ولی امروز دیگه میخواستم بهت بگم.

نشد/انگار نمیخواد که بشه

اما الان بهت میگم.

میگم که"دلم خیلی گرفته!"/ر استی!چقدر این نبودن و بی خبری داره طبیعه می شه!

وای به اون روز/وای به امروز!/دوست دارم...

*

فقط بهم بگو که حالت خوبه؟! x جان!طوریت که نشده خدایی نکرده؟

*

خدیا x من خوابه؟!

پس چرا این دوستش رو که توی اهواز نگرانشه رو خبر نکرده؟

پس نذار با صدای این پیام بیدار بشه!

خودت جای من بگیرش توی آغوشت..

*

بیداری؟!

من فکر کردم خوابت برده که جوابی ندادی!

عکس تورو انگار خدا چسبونده جلوی چشمام...

خسته نباشی و شب بخیر!/از غم دوریت که این روزا همه جورش رو دارم تجربه میکنم به موسیقی پناه آوردم...

شنبه 12 شهریور90

-----

من پنج دقیقه ای هست که همدانم.

الان میام 9:09am پنجشنبه 17شهریور

---

سلام!

من دم خوابگاه هستم!8:38amجمعه 18 شهریور

*

بابت همه چیز ازت ممنونم!

xمن!زندگیم!میبینمت؛غصه نخور/yفدات بشه... 6:58pm

---

با چه آدم ضایعی طرفی!

حتی صلابتم رو نمیتونم جلوت حفظ کنم!

سریع بخاطر اینکه طاقت نارحتیت رو ندارم وا میدم!

خودم روی سکه رو عوض میکنم!

بنظرت منی که الان ناراحتم باید نازت رو بکشم؟

نمیدونم! ولی الان که دارم این کار رو میکنم!

امیدوارم بفهمی...

یکشنبه 20شهریور 9:03pm

 


نویسنده: گاگالو!
نظرات()

.:: آخرین مطالب ::.

» تولدت مبارک! ( شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٦ )
» ششمین سالگرد آشنایی ( دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٦ )
» نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد1 ( شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤ )
» رفتیم و اومدیم ( دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤ )
» دوره مشهد- خوشگلم الان توی اختتامیه هستم-چهار روزه ندیدمت-امشب میام خونه ( شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤ )
» بازم امام رضا طلبید! ( دوشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٤ )
» چهارمین سالگرد آشنایی ( چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤ )
» سومین سالگرد ازدواجمون مبارک! ( دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٤ )
» سال جدید اومده ( دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ )
» سال نو مبارک ( جمعه ٢٩ اسفند ۱۳٩۳ )