با تو همیشه شادم ... پاکترین گل دنیا

سلام مهربونم!

عزیز دلم دیشب یه خورده از همیشه بیشتر باهات نامهربون شده بودم اونم بخاطر این بود که زیاد برای دفاع پایان نامه ت با کامپیوتر کار کرده بودی و میخواستی با منم شب بیدار بمونی ولی من نذاشتم و غافل از اینکه چه قدر تو این روزا به آرامش احتیاج داری...

آرامشی که منه کمترین ازت دریغ کرده بودم.(خودت رو از من دریغ نکن/یادته؟!)ولی منه بی معرفت...اما سعی کردم سریع به خودم بیام.وقتی فقط یه لحظه به همه مهربونی هات فکر کردم،وقتی ذره ای به عشق بی دریغت فکر کردم،اون موقع که آنی  معصومیتت بی اندازه ات  رو مرور کردم و اون موقع ...چی بگم که انقدر خوبی و انقدر واژه ها برای وصف تو خاک بر سرند؟!

نفسم همون موقع بود که خیلی از خودم بدم اومد و سعی کردم که جبران کنم...همیشه بهت گفتم و الانم دوباره میگم که: تمام زندگیمی/اول و آخرمی و تویی پاکترین! و بطور موازی به کم بودن خودم برای تو واقفم و همین جا هم بهت میگم که تو فقط سهم منی و همینه که هست!(نیشخند)

خیلی پراکنده مینویسم و بد! ولی خودم میدونم که واسم نوشتن سخته،اونم زمانی که بخوام از تو بنویسم...

ای کاش میشد "احساس" رو نوشت!

شاید بشه نوشت ولی هر کی بنویسه به واقع به احساساتش ظلم کرده چرا که هرگز کسی نمیتونه هر آنچه که در دلش میگذره رو به رشته تحریر درآره.

همین الان  که داشتم مینوشتم مسیجت اومد!

یک ساعت پیش حالت رو پرسیده بودم آخه دیشب خوب نبودی و منم نگــــران تو و میدونستم که حتما خوابی که جواب ندادی/رفتم حمام و گوشی رو هم با خودم بردم که اگر مسیج دادی متوجه بشم ولی گذشت و تا الان که دارم واست مینویسم و به راستی که حلال زاده ای!

بهت گفتم میدونم که امروز رفتی دانشگاه و خیلی خسته شدی ولی وقتی اومدی پیش خودم دیگه از خستگی نترس!وقتی بگرررررمی ببوسمت همش از بین میره و منم تمام خستگی هام رو وقتی که فقط یه بار به آرامی توی آغوشت من رو ببوسی فراموش میکنم(ولی تو بیشتر ببوسم!چشمک)

تو رو که شاد می بینم، انگار دنیا رو به من می دن.

شادی تو شادی من، و عشق تو همه ی سرمایه ی منه.

دوستت دارم عزیزم، عاشقتم با تمام وجود!

دیوونه ی همیشگی تو(7:56pm)

انشالله که خدا همه بیماران رو شفا بده و جوونا رو خوشبخت کنه...

 


نویسنده: گاگالو!
نظرات()

.:: آخرین مطالب ::.

» تولدت مبارک! ( شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٦ )
» ششمین سالگرد آشنایی ( دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٦ )
» نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد1 ( شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤ )
» رفتیم و اومدیم ( دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤ )
» دوره مشهد- خوشگلم الان توی اختتامیه هستم-چهار روزه ندیدمت-امشب میام خونه ( شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤ )
» بازم امام رضا طلبید! ( دوشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٤ )
» چهارمین سالگرد آشنایی ( چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤ )
» سومین سالگرد ازدواجمون مبارک! ( دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٤ )
» سال جدید اومده ( دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ )
» سال نو مبارک ( جمعه ٢٩ اسفند ۱۳٩۳ )